روايت زير را روزنامه نگاری قديمی روايت نموده و من سعی ميكنم آنچه را شنيدم عيناً نقل كنم. واضح است كه صحت و سقم نقل قولها بر عهده من نيست اما تا آنجاييكه كه تحقيق نموده ام تاريخ وقوع حوادث با روايت مذكور همخوانی دارد.

سپهبد تيمور بختيار به دليل خدمات شايانی كه در جريان كودتای ۲۸ مرداد به شاه نمود ، به سمت فرماندار نظامی تهران و خطوط راه آهن سراسری ايران منصوب شد.اين به معنی استيلا و حكمفرمایی بلامنازع او بر نواحی مهم كشور بود. در سالهای پس از كودتا و تا قبل از تاسيس ساواك ، فرمانداری نظامی هر روز خبر از كشف شبكه های مخفی حزب توده و چاپخانه های متعدد مخفی و اسلحه خانه های حزب ميداد.دستگيری افسران سازمان نظامی حزب توده نيز محصول عمليات مشترك اداره دوم ارتش و فرمانداری نظامی بود. سازمان نظامی حزب توده متشكل از افسران وطن پرست و با سوادی بود كه بی اطلاع از بند و بستهای كميته مركزی حزب با روسها ، به قصد برقراری نظام دموكراتيك و عدالت و آزادی در ايران مبارزه ميكردند و متاسفانه تعداد زيادی از آنان با بی رحمی توسط بيدادگاههای شاه محكوم به مرگ شده و شجاعانه جلوی آتش دژخيمان ايستادند.
از فجيعترين اعمال بختيار آتش زدن كريمپور شيرازی را ميتوان ذكر كرد. گفته ميشود وی ، به دست خود چندين نفر را به قتل رسانده است. در مورد دلباختنهای متعدد او به زنان و استفاده از زور برای آنكه شوهران زنان مذكور را مجبور به اطاعت كند ، داستانهای بسياری روايت ميشود.

 


پيروزيهای پی در پی تيمور بختيار در سركوب بقايای جبهه ملی و نابودی شبكه حزب توده و فراری دادن بسياری از رهبران آن به اروپای شرقی و شوروی ، سبب گرديد تا وی از موقعيت ممتازی برخوردار گرديده و اندك اندك هوای پادشاهی ايران را در سر بپروراند.
پس از تاسيس ساواك در سال ۱۳۳۵ ، دكتر اقبال تيمور بختيار را كه به تازگی به درجه سپهبدی رسيده بود ، بعنوان معاون نخست وزير و رئيس سازمان امنيت و اطلاعات كشور ( ساواك) معرفی نمود.پست معاونت نخست وزير ، پستی تشكيلاتی بود و رئيس سازمان امنيت عملاً جز به شخص شاه به هيچكس ديگری پاسخگو نبود.
كار تا به آنجا پيشرفت كه تيمور بختيار با مقامات آمريكایی(دين راسك وزير امور خارجه ، آلن دالس رئيس سازمان سيا و كندی رئيس جمهور) وارد مذاكره برای كسب قدرت و بركناری محمدرضا شاه گرديد.
تحركات و اميال و آرزوهای تيمور بختيار از چشم محمدرضا شاه و دربار پنهان نبود و آمريكاييها هم بدنبال ريسك در ايران نبودند و توسط اورل هريمن سفير سيار ايالات متحده لزوم تغييرات در دستگاههای اطلاعاتی و نظامی به اطلاع محمدرضا شاه رسانيده شد.
تيمور بختيار در سال ۱۳۳۹ به همراه چند افسر ارشد ديگر از كار بركنار گرديده و به عنوان استراحت و معالجه به سويس رفت. سال بعد -۱۳۴۰- بازنشستگی او از ارتش اعلام شد و بختيار كه تاكنون اميد به بازگشت داشت ، تصميم به مخالفت و مبارزه علنی با شاه گرفت. ديدار با گروهها و احزاب مخالف از فعاليتهای سپهبد بازنشسته برای مبارزه با رژيم بود. پيشنهاد همكاری به حضرت امام از سوی بختيار در سالهای تبعيد امام در نجف معروف است.
سال ۱۳۴۸ ، پس از پيروزی بعثی ها  در عراق ، تيمور بختيار با پذيرفتن تابعيت عراقی در آن كشور ساكن گرديد و به همراه عده ای از دوستانش به مبارزه عليه شاه پرداخت.
در همين سال تيمور بختيار از سوی دادرسی ارتش غياباً محاكمه گرديده و به جرم خيانت به كشور به اعدام محكوم شد.

اجرای حكم- عمليات پيچيده ساواك

سال ۱۳۴۹ ، از چند ماه پيش سرگرد سيف الله عصار افسر  كارآزموده سازمان امنيت كه دوره های مختلف كماندویی را در اسراييل و آمريكا طی نموده بود ، در محافل علناً به شاه فحاشی ميكند. توهين به شاه آنهم در اوج قدرت و اقتدار سازمان رعب انگيز ساواك به خودكشی بيشتر شبيه بود. اما سرگرد عصار - كه در عمليات دستگيری امام در سال ۴۲ نيز شركت داشت - به راحتی شاه را به باد ناسزا ميگرفت و از لزوم بركناری او و روی كار آمدن فردی قاطع و كاركشته سخن ميگفت.
لازم به ذكر است كه سرگرد عصار از افسران محبوب بختيار در زمان تصدی بر ساواك و فرمانداری نظامی تهران بوده است.
در يكی از روزهای سال ۴۹ خبر دزديده شدن هواپيمایی از ناوگان هما شنيده ميشود. مهمترين مسافر هواپيما شهرام پهلوی نيا ، فرزند اشرف پهلوی است. بعد از چند ساعت و تسليم ربايندگان به مقامات عراقی ، هواپيما و سرنشينانش به ايران بازميگردند.
يكی از ربايندگان سرگرد سيف عصار بود ، به محض پياده شدن در خاك عراق مورد استقبال تيمور بختيار قرار گرفت و به عنوان يكی از افسران قديمی وی برای همراهی با او اعلام آمادگی نمود. دوستان مشترك از ماهها پيش تغيير حالت و مخالفتها و فحاشيها سرگرد عصار را به اطلاع بختيار رسانيده بودند.
تمرينات نظامی از چند ماه پيش آغاز گرديده بود و همراهی سرگرد عصار تمرينات را وارد مرحله جديدی كرد.
تا آنكه ، سپهبد تيمور بختيار به همراه يار نزديكش سرگرد عصار برای شكار به منطقه دياله در نزديكی مرز ايران ميروند، در همان منطقه سرگرد عصار اقدام به ترور تيمور بختيار نموده و خود را به مرز ايران ميرساند.
سرهنگ سيف الله عصار سالها بعد به مرگی غم انگيز در تبعيد و خارج از ايران دچار گرديد.

ای كشته شده كه را كشتی ، تا كشته شدی زار؟