۱- علاقمندان موسیقی ایران امروز با شوک بزرگی مواجه شدند.زمانيكه تنها ۳۰ ساعت به شروع برگزاری اولین شب کنسرت استاد شجریان باقی مانده بود اداره اماکن عمومی نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد که این کنسرت برگزار نخواهد شد!در حالیکه تمام بلیط های این برنامه به فروش رفته ، تالار بزرگ کشور اعلام کرده است که مانع از ورود وسایل و تجهیزات به سالن خواهد شد.
نوشتن درباره تبعات و مشکلاتی که این قبیل اعمال سلیقه های شخصی مسئولین و جبهه گیری های دولت احمدی نژاد در برابر هنرمندان دارد آب در هاون کوبیدن و اتلاف وقت است.اینکه چه ضررهای مادی و معنوی باید برای چنین بی مبالاتی هایی پرداخت شود قابل محاسبه و پرداخت نیست.چرا مجوزی صادر می شود که به راحتی باطل شود؟ آیا این شبهه آزار و اذیت استادی چون شجریان و دوستداران هنرش را ایجاد نمی کند؟ آیا احساس نمی کنیم که می خواهند روز به روز در فشار بیشتری قرارمان بدهند. عمر تلف شده هزاران انسانی که ساعتها برای ابتیاع بلیط این رویداد بزرگ هنری وقت هدر دادند چطور جبران میشود؟ اینست حمایت از هنر "فاخر" موسیقی ایرانی؟
دولت باید منتظر نتایج بعدی این قبیل اقدامات باشد گرچه به نظر نمی آید چندان مهم باشد.کوچ هنرمندان به خارج از مرزهای کشورمان، برگزاری کنسرت در آنسوی آبها و قهر طولانی مدت هنرمندان با ملت از آثار چنین بی کفایتی هایی است.


سیاست سنگ را بستن و سگ را رها ساختن تاکی ادامه خواهد داشت؟ لغو کنسرت شجریان و صدور فله ای مجوز برای تولید کنندگان آثار بی ارزش ، چه معنی دارد؟

۲-شوک دیگری نیز به اهالی هنر و سینما دوستان وارد شد ، در حالیکه مجوز اکران فیلم " سنتوری "لغو شده بود سی دی این فیلم در بساط دستفروشان به فروش می رسد. آیا این یک توطئه نیست؟اکنون هیچ جایی برای خوشبینی نیست. امیدوارم که خرید این سی دی توسط مردم تحریم شود.نباید نقش خودمان را در یک چنین اقدامات ملی فراموش کنیم .ما همانهایی بودیم که با به راه انداختن بمب گوگلی اعتراض خود را به موسسه نشنال جئوگرافی به خاطر درج نام مجعول خلیج عربی نشان دادیم، مخالفت خود را به کمپانی برادران وارنر بخاطر ساخت فیلم ۳۰۰ نشان دادیم.پس تحریم خرید یک سی دی برای  ملت بزرگ کار ساده ای است .

سحربرومند