۳۱ شهريور ۸۶ ، بيست و هفت سال تمام از حمله عراق به كشور عزيزمان ميگذرد. حكومت نژاد پرست وقت عراق به تصور آنكه ميتواند از نابسامانی اوضاع داخلی ايران استفاده كرده و كينه های چندين ساله خود را سه روزه بر سر ملت بزرگ ايران آوار كند ، يورش همه جانبه خود را از مرزهای غربی و به ويژه مرزهای جنوب غرب كشورمان آغاز كرد.  
همكاری اطلاعاتی آمريكا با پرواز مداوم هواپيماهای آواكس بر فراز خطوط ايران ، پشتيبانی بی دريغ اعراب خليج فارس از نظر مالی ، پشتيبانی فنی و تسليحاتی فرانسه و شوروی از عراق ، اين جنگ را عملاً به جنگی بين المللی عليه ايران تبديل كرده بود.


كشورهای فقيری همچون فلسطين و اردن و مصر كه نميتوانستند كمك مالی يا تسليحاتی به عراق بكنند با اعزام نيرو به كمك برادر عرب خود شتافتند.ملك حسین شاه پيشين اردن كه عمری را به جيره خواری بر سر خوان پر سخاوت ايرانيان گذرانده بود با برادرش صدام در مراسمی نمادين گلوله توپی را به سوی ايران شليك كرد. پيام اين مراسم اين بود : اين جنگ ، جنگ اعراب با ايران است. در اردوگاه های اسرای جنگ در ايران، هزاران نفر از مليتهای گوناگون عربی نگهداری ميشدند.
در برهه ای از جنگ ، فرانسويها هواپيماهای سوپر اتاندارد را كه در آن زمان پيشرفته ترين جنگده اروپایی برای اهداف دريایی بود  مجاناً در اختيار ارتش عراق گذاشتند.اين فقط گوشه ای از كمكهای بلاعوض ميليارد دلاریی بود كه از شرق و غرب برای صدام ميرسيد.

 

وضعيت مردم
تحريم اقتصادی ايران كار را بر مردم دو چندان سخت تر نموده بود. تهيه كالاهای اساسی زندگی برای مردم به سختی ميسر بود و زنان و مردان برای ابتياع مايحتاج خود و فرزندانشان مجبور بودند در صفهای طويل ساعتها به انتظار بايستند.در اين ميان سود جویی عده ای كه هميشه مترصد چنين فرصتهایی هستند رنج مردم را دو چندان ميكرد. احتكار مواد مورد نياز مردم توسط سودجويان بی انصاف از معمولترين شيوه های كسب درآمد هنگفت بود.
 در قفسه های فروشگاههای زنجيره ای شهر و روستا - چيزی مانند شهروند امروزی- جز چند قوطی كمپوت و اندكی مواد شوينده چيز ديگری يافت نميشد. من منظره قفسه های مطلقاً خالی را  ، در شعبه ای از اين فروشگاه - كه بزرگترين شعبه آن هم بود - در ابتدای خيابان حافظ ، تقاطع كريمخان خوب به خاطر دارم. اين شعبه در زمان جنگ شهرها - موشكباران - مورد اصابت قرار گرفت و اكنون به جای آن مجتمعی تجاری و پاركينگ طبقاتی بنا گرديده است. 
خريد سيگار ، يكی از كارهای مشكل بود. در سالهای جنگ ، سيگارهایی كه در بازار ايران يافت ميشد ، علاوه بر سيگار هما ، اشنو ويژه و ... سيگار های بهمن و آزادی بودند ، به هر خانواده با دفترچه بسيج اقتصادی يك يا دوبسته در هفته سهميه سيگار ميدادند.قطعاً بسياری از دوستان جوان ما نميتوانند چنين موقعيتی را تصور كنند.
سيگار كالایی غير ضروری است كه نبود آن منجر به لطمات جانی نميشود. بسياری از كالاهای ضروری مردم به سختی به دست ميامد. كمبود دارو و مشكلات جدی درمانی در شرايطی كه بيشتر توان بهداشتی و درمانی كشور به نيازهای جنگ اختصاص داشت ، موجب از دست رفتن جانهای بسياری شد.
مردم و مديران - كه آنموقع از مردم فاصله چندانی نداشتند- با همتی ستودنی مقاومت ميكردند. زنان و مادران ايرانی با مديريت اعجاب آور خود بر خانه ها ، سعی ميكردند كمبودها را با ابتكارات خود جبران كنند. زندگی سخت بود اما رفتارهای مردم يكدلی و مهربانی ، زندگی را قابل تحمل ميكرد.

تهيه ابزار جنگی
در شرايطی كه انواع اسلحه مدرن به راحتی و با كمترين قيمت به دست ارتش متجاوز ميرسيد ، ايران مجبور بود برای تهيه نيازهای نظامی خود ، رو به بازار سياه و دلالان بين المللی و كشورهای واسطه بياورد.ماموران خريد ايران و به خصوص تيم محسن رفيقدوست هر قطعه مورد نياز جنگ را از گوشه ای از دنيا تهيه ميكردند و در اسرع وقت به جبهه ها ميرساندند.كار آنها كمتر از رزمندگان درگير جنگ نبود.
كشورهای زيادی از فرصت پيش آمده كمال سوء استفاده را كردند و كالاهای مورد نياز ايران را به چندين برابر قيمت به ما فروختند.



مقاومت قهرمانانه مردم ايران در مقابل سوداهای خام صدام كه خود را "قهرمان امت عرب" و "خالد بن وليد" ميديد و نام يورش وحشيانه خود را به ايران "قادسيه صدام " نهاده بود ، پشتيبانان عراق را از پيروزی نا اميد كرد.به طوريكه پس از مدتی صدای صلح طلبی اعراب و دولتهای غربی از هر سو شنيده ميشد.