از گوشه ای برون آ ای کوکب هدایت...
۱- جنجال پالیزدار که سخنان علیرضا نوری زاده را تکرار کرده بود ، بار دیگر آسیب پذیری دستگاههای حکومتی را در نبود مطبوعات و رسانه های آزاد نمایاند.اگر رسانه های آزاد به رصد و گزارش دقیق کاستی ها و سوء مدیریتها بپردازند و اطلاعاتشان را آزادانه در اختیار عموم قرار دهند ، کدام مسئولی جرات دزدی و سوء استفاده را به خود راه میدهد؟آیا باز هم عباس پالیزدار ی ظهور میکند؟ اگر هم مجالی یابد آیا سخنانش خریداری خواهد داشت؟
سخنانی که در شرایط معمول از یک ژاژخایی بی اهمیت فراتر نمیرفت اکنون به مسئله امنیت و حیثیت ملی تبدیل شده.چه بخواهیم و چه نخواهیم انگشت اتهام به سوی مسئولین ایرانی نشانه رفته است و دشمنان نیز با حداکثر توان سعی دارند از این موقعیت کمال استفاده را بکنند.
۲- دولت عدالت و مهر پرور! باعث شرمندگی است که تحمل روزنامه اعتماد ملی را هم ندارد. مقاله آقای رسول منتجب نیا بسیار تامل بر انگیز است.وقتی بند هایی از این مقاله را در کنار وقایع ماههای زمامداری آقای احمدی نژاد قرار میدهیم، واقعیاتی هولناک روی مینمایاند.آقای رئیس خود را-نعوذ بالله - مبعوث و مامور امام عصر (عج) میدانند و بر این اساس است که توصیه ها و مشورتهای دیگران را به هیچ میگیرد.به این علت است که بسیاری از فرمایشات و منویات رهبر فرزانه انقلاب معطل مانده و به دلایل گوناگون از اجرای آنها طفره میروند.دلیل آنکه دولت تحت فرماندهی رئیس خود را حتی از مجلس و مصوبات آن بالاتر میبیند این است که رئیس خود را یک سر و گردن بالاتر از همه میبینند.
این چنین است که رئیس عزیز با آن لبخند و شوخیهای دائمی مشغول تخریب آنچه حاصل شده است.
امید که کوکب هدایت و قطب عالم امکان مهدی (عج) روی زیبای خود را بنمایانند و جهان را از مهر و عدالت حقیقی نه ادعایی پر کنند و گزافه گویان را بر جای خود نشانند.
۳- دولت مهر ، با آنکه از دو سال پیش از احتمال خشکسالی با خبر بوده ، دست روی دست گذاشته تا با کمک حساب ذخیره ارزی و خرج کردن چهل و پنج هزار میلیارد ريال از آن در راه واردات غذا و مایحتاج عمومی بتواند تا حدودی آثار آن را مهار کند.
سوء مدیریت مالی تیم فرماندهی دولت که قبلاً نیز در شهرداری کارنامه پاکی از لحاظ مالی از خود به جا نگذاشته اند ، بیم اعمال مدیرتهای غلط را بر این بودجه می افزاید.همچنین آثار تورمی این اقدام در آینده قطعاً نشانه های خود را بروز خواهد داد.
اما چه باک که ملت شریف - بله شریف - بردبارانه و نجیبانه، گرانی ، بی آبی و بی برقی را تحمل میکنند و به امید روزگاری بهتر ، روزگاری که رئیس جمهور و تیمش مدام نوید آنرا میدهند ، عمر را سپری میکنند.
ای کاش آقای رئیس به جای غم محرومین آمریکای جنوبی را خوردن و سیل کمکها را به آنجا سرازیر کردن - که به موقع و در جای خود خوب است- کمی هم غم مردم بلا زده ایران را میخورد و با تقویت بیمه های اجتماعی ،و تامین حداقل معیشت بر اساس آمارهای واقعی برای محرومان برنامه های تحول گرایانه خود را اجرا میکرد.
آیا بازهم قرار است نسلی در آزمون و خطای مسئولین اقتصادی و اجرایی بسوزند و فدا شوند؟
آیا امروز بزرگترین معضل گریبانگیر ما تحریم نیست؟آیا نباید با توجه به منافع ملی ایران ، به همه راهها بیاندیشیم و ضمن پای فشردن بر مواضع اصولی خود به مذاکره با طرف خارجی ادامه دهیم و از گفتن سخنان نامربوطی که گرهی از ما نمیگشاید و فقط بهانه به دست دشمنان میدهد بپرهیزیم؟