سالیان درازی بود که ، غم مردمان تهیدست و به ویژه کودکان ، این فرشتگان کوچک ،جانمان را می فرسود.با توان ناچیزمان و در حد قدرت مالی و معنویمان آنچه که از دستمان برمی آمد انجام میدادیم تا شاید مرهمی باشیم بر دردهاشان. هر چند که میدانستیم کمکهای منفرد و کوچکمان فقط چند روز زندگی را بر آنان آسان میکند و بعد بازهم محرومیت و حسرت و گرسنگی و برهنگی است که آنان را در آغوش میگیرد.

یکچند با مراجعه به مراکز ویژه نگهداری از کودکان بیمار و معلول سعی کردیم کمکهایمان- یعنی آنچه خداوند برای اهدا به این فرشتگان نزدمان امانت نهاده است- را صرف کودکان بیمار کنیم.

تا آنکه دست تقدیر ما را به جنوب تهران ، محله مولوی کشاند. هرگز در مخیله هیچکدام از ما نمیگنجید که در سالهای پایانی دهه 80 شمسی ، در تهران و در جوار بزرگترین مراکز مالی و مرکز پخش و تبادل کالای ایران(بازار) محله ای وجود داشته باشد ، که هنوز کودکانش پابرهنه باشند، گرسنه باشند و عریان باشند.

محله ای که مردم عموماً در خانه های جمعی زندگی میکنند، فقر مالی و به تبع آن فقر فرهنگی بیداد میکند. عده زیادی از این کودکان معصوم گرفتار والدینی هستند که "بد سرپرست" نامیده میشوند، بد سرپرستها معمولاً معتاد به مواد مخدرند و قادر به تامین مایحتاج خانواده خود نیستند.

  خانه های جمعی فاقد وسایل زندگی اولیه هستند و در فصل سرما ، ساکنین آن به سختی خود را گرم میکنند.توالت ،آشپزخانه و حمام(در صورتیکه وجود داشته باشد) عمومی هستند.کودکان معصوم صبحها باید دقایق طولانی را برای رفتن به توالت و دستشویی در صف ، در معرض سرمای استخوان سوز بگذرانند. بعد معمولاً بدون خوردن صبحانه ، لباسها و کفشهای  ژنده و کهنه خود را برای رفتن به مدرسه به تن میکنند و پا به دبستان میگذارند.

بسیاری از این فرشتگان کوچک به دلیل آنکه دفترچه ای ندارند تا تکالیف خود را در آن بنویسند ، از انجام تکالیف باز میمانند. حقیقت است که بعضی از این بچه ها به دلیل نبود امکان حمام رفتن مرتب، گرفتار شپش شده اند.

فرزندان کوچک همشهریمان ، زمانی که در نمازخانه مدرسه ، سرمای خفته در استخوانهایشان را با گرمای مطبوع بخاری و فرشهای ماشینی کف آن ، میرانند حاضر به ترک آنجا نمیشوند و به التماس از مدیرو ناظم میخواهند که اجازه دهند شب را تا صبح همانجا بیتوته کنند.

 این کودکان از شادیهای معمول کودکان به دور هستند و زندگی در جنوب شهر، خیلی زود چهره کریه و وحشتناک  خود را به آنان نمایانده است.

اگر از این محله گذری کنید ، در سرمای نزدیک به صفر درجه ، کودکان 4-5 ساله عریانی را خواهید دید که با یکدیگر و با اسباب و وسایلی که در ذهن کودکانه اشان جایگزین عروسک و ماشین های اسباب بازی کرده اند با معصومیت مشغول بازی هستند.

چهره های معصوم و رنجور و بیمارگونه این کودکان ، وجدان سنگدل ترین انسانها را هم بیدار میکند.

داستان مظلومیت این پریان ، داستانیست که پایانش با همدلی افرادی که به جز خود به دیگران هم می اندیشند رقم میخورد، اگر نه ؛ داستان کودکانی که در این مدرسه درس میخوانند و صبحها و شبها به گدایی میروند، کودکی که سه ماه است آرزوی خوردن پلو و خورش قورمه سبزی دارد و مادر آبرومندش از فراهم آوردن آن عاجز و از روی فرزند خجل است، کودکانی که غذا و خوراکی ناچیز خود را به خانه میبرند تا با بقیه اهل خانه بخورند، کار میکنند تا خرج تحصیل خود و برادر کوچکشان را بدهند و داستانهای جانکاه و روح فرسایی از این دستادامه خواهد داشت.

 

 خیریه خانوادگی حضرت علی اصغر علیه السلام با یاری خداوند متعال و توسل بر اهل بیت (ع) بر بنیاد حمایت از کودکان محروم و نیازمند شکل گرفته است.  ما اعتقاد داریم که هر چه به دست میاوریم ، امانتی است که باید آن را به صاحبان اصلی آن یعنی محرومان ادا کنیم و "این ما هستیم که ریزه خوار سفره آنان هستیم."

 ظرف دو ماه گذشته موفق شده ایم برای همه بچه های این مدرسه و بعض از خواهران یا برادرانشان کفش گرم برای ایام زمستان تهیه کنیم، برای چند خانواده مقرری و ماهیانه و پرداخت اجاره خانه اختصاص دهیم، احتیاجات موردی و هزینه های پزشکی کودکانی را که به کمک نیاز داشتند را پرداخت کنیم، با مساعدت خانواده و دیگر مهربانان مقدار 200 گوشت چرخکرده بسته بندی شده و 5/1 تن برنج اعلای ایرانی توزیع کنیم. یکی از یاران خیر و بزرگوار یک و نیم تن روغن خوراکی مرحمت فرموده اند که امیدواریم به زودی آن را نیز بین نیازمندان قسمت نماییم.

 

 اما همه اینها بدون یاری افراد خیر و انسان دوستی که بخواهند عده ای واقعاً نیازمند را دستگیری کنند ، نمیتواند تداوم داشته باشد.

 

کارهایی که پیش رو داریم

  • برای آذوقه عید نوروز هر خانواده تصمیم داریم سبدی با مشخصات زیر تدارک کنیم:
    • میوه
    • شیرینی
    • برنج 10 کیلو
    • روغن
    • حبوبات
    • لباس عید کودکان (در الویت است)

 

نیازهای فوری

 

*این کودکان بیش از هر چیز به شادی و بازی نیاز دارند آرزو داریم بتوانیم برایشان برنامه هایی مفرح و شاد تدارک ببینیم.

 

*از طرف بعض از مادران پیشنهاد شده است یاریشان دهیم تا بتوانند کارگاه تولید لباس راه اندازی کنند ، یکی از دوستان نیز فروش محصولات این کارگاه را تضمین نموده است.در صورتیکه بتوان سرمایه اولیه این کارگاه را برای خرید چرخ خیاطی لازم و پارچه برای شروع کار فراهم نمود بسیاری از این مادران زحمت کش آماده اند تا از این راه درآمد کسب نمایند.

 

*دولت محترم اقدام به قطع سهمیه شیر رایگان مدارس نموده است، با توجه به اینکه مشکل سوء تغذیه و گرسنگی در این مدرسه جدی است ، برقراری سهمیه نان و پنیر یا یک میوه یا یک لیوان شیر روزانه بسیار لازم است.

 

 

در انتها از شما یار خیر و بزرگوار دعوت میکنیم تا با حضور خود ، این کودکان را یاری دهید، از شما تقاضا میکنیم در برنامه های کمک حضور داشته باشید و در هر کدام از موارد بالا که مایل بودید مشارکت فرمایید. کمکهای شما میتواند توسط خود شما یا نماینده شما به کودکان و خانواده هایشان تقدیم گردد.