۱- تیر۱۳۸۶ در پی مصاحبه آقای نوری زاده با عبدالمالک ریگی، جانی تجزیه طلب، مطلبی در همین وبلاگ نوشتم با عنوان علیرضا نوری زاده و عبدالمالک ریگی که موجب خشم فراوان طرفداران ایشان گردیده است و از آن زمان هر از گاهی یکی از ارادتمندان ایشان حقیر را مینوازد.من را "حاجی" کنایه از عامل رژیم بودن - نان خور وزارت اطلاعات ، حسود به آقای نوری زاده و... نامیده اند. خلاصه این سازمان امنیت خودجوش ارادتمندان آقای نوری زاده کاملاً بر خلاف شعارهای دموکراتیک ایشان، عمل کرده است. 
 چماقداران دیجیتال عزیز، هیچ فعالیت آزادیخواهانه ای از طریق روشهای فاشیستی به مقصود نخواهد رسید.
اگر شما واقعاً طرفدار آزادی هستید ، باید به بنده،به عنوان یک شهروند ایرانی بدون توجه به هر صفت دیگر من اجازه نقد و اظهار نظر بدهید.مهم نیست که من چه کسی هستم ، مهم این است که ایرانی ام و بر اساس قواعد دموکراسی و آزادیخواهی همین ایرانی بودن من به من اجازه اظهار نظر در مورد مسائل کشورم را میدهد. و گرنه من کجا و آقای نوری زاده با آن جایگاه رسانه ای کجا؟ چطور ممکن است من به ایشان حسادت کنم؟
به نظر من ایشان در بسیاری از مواقع نقشی مخرب و بر خلاف منافع ملی ایران بازی کرده اند، اگر مستبدین حاکم به منافع ملی ایران پایبند نیستند و به آن نمی اندیشند آیا ما هم به عنوان مخالفین باید پا در همان مسیر بگذاریم؟
صد و اندی سال است که ملت ایران در جستجوی آزادی است و حاکمان به بهانه هرج و مرج و افسار گسیختگی قلمها ، آزادیمان را تحدید کرده اند. سازمانهای چپ و مجاهدین نیز در درون و بیرون خود با هر صدای نقد کننده ای به شدت بر خورد کرده اند(خود آقای نوری زاده بارها از سوی مجاهدین مورد حمله قرار گرفته است.).
حال پس از گذر از اینهمه تجربه تاریخی و ضرباتی که از نبود فرهنگ آزادی در بین خودمان - ما مردم عادی- خورده ایم ، آیا زمان آن نرسیده است که یکدیگر را تحمل کنیم، با زبان سیاسی یکدیگر را نقد کنیم و در پاسخ ایراد و اشکال ، توضیح دهیم بنویسیم و صحبت کنیم؟ ما مردم عادی که در قاعده هرم قدرت قرار داریم هنوز از تحمل یکدیگر عاجزیم، همه امان دیکتاتورهای کوچکی هستیم که اگر دستمان برسد مخالفمان را "ریز ریز " میکنیم.
گیریم نظرات من در مورد آقای نوری زاده اشتباه بود، چرا حتی یک نفر به جای فحش دادن و مسخره کردن در صدد بر نیامد من را قانع کند؟چرا هیچکس دلایلی بر رد جانی و ادمکش و تجزیه طلب بودن عبدالمالک ریگی نیاورد؟ آیا واقعاً دموکراسی مورد نظر آقای نوری زاده چنین است؟مطمئناً پاسخ منفی است.
 متاسفانه مقصد و مقصود مبارزات آقای علیرضا نوری زاده برای طرفدارانشان اصلاً روشن نیست و از این جهت ایشان حقیقتاً مظلوم واقع شده است. عده ای با نگرش فاشیستی و فاقد فرهنگ دموکراتیک طرفدار ایشان هستند.
اگر از این سو به ماجرا نگاه کنید این بنده کمترین، از این حیث اشتراک نظر و عقیده بیشتری با آقای نوری زاده دارم.

۲- انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و اعلام نامزدی آقای خاتمی و آغاز فعالیتهای ستاد آقای میر حسین موسوی، رقابت آقای مهدی کروبی با این دو  و نامزدی آقای احدی نژاد و اختلاف در هر دو اردوگاه ، فضای ملتهب سیاسی را در روزهای آینده تصویر میکند.  
کوبیدن بر طبل تحریم انتخابات جز پیروزی جناح تمامت خواه نتیجه ای نخواهد داشت. حضور آقای خاتمی و نشستن ایشان بر صندلی ریاست به معنی نیل به آرزوهای آزادیخواهانه ملت نیست، بلکه پله ای است برای صعود از دیوار بلند استبداد.
راه اصلاح و برقراری دموکراسی مسیری غیر قابل بازگشت است، که خواه نا خواه طی خواهد شد و این کشاکش تا بر افرازی جامعه ای که محور آن احترام به حقوق انسان به عنوان عزیز ترین آفریده الهی باشد، ادامه خواهد داشت.
انسانی که خداوند متعال - بدون توجه به رنگ، نژاد، عقیده و محل سکنی - برای آفرینش او به خود آفرین گفته و او را عزیز داشته و از روح خود در وی دمیده است.

نیوشا طبیبی