نگاهی به وضع بی سر و سامان آشفته بازار موسیقی و آنچه که ما موسیقی ایرانی مینامیم ، حکایت از آن دارد که موسیقی ایران در حال مرگ است و نه "موسیقی دان دوران بحران" توانسته کاری برایش انجام دهد و نه تکرار مکررات استادان دیگر.
متاسفانه ما خود ، استادان و هنرمندانمان را در چنان جایگاهی قرار میدهیم که انتقاد و ایراد به آنان را ذنب لایغفر شمرده ، منتقد را با فحشهای چارواداری -که این روزها در فضای موسیقی ایران "مد" شده و از نشانه های استادی است-مینوازیم.
استاد شجریان که بخش بزرگی از میراث ارزشمند موسیقی ایران به همت ایشان و با صدا و هنر والایشان ثبت و ضبط گردیده است ، این روزها با گروهی کار میکنند که سرپرست این گروه-مجید درخشانی-خود معترف است که توان پاسخگویی به آواز استاد را ندارد!!
استاد علیزاده ، در کنسرتی شرکت میکند که یک کلاهبرداری آشکار از دوستداران ایشان است:قطعه مطول ، مزخرف و چرت آقای درویشی- کلیدر- را جز به امید شنیدن "نی نوا" و "ترکمن" علیزاده نمیشد تحمل کرد.باعث تاسف است که آقای درویشی و همدستانشان برای نقد کردن سفارشی که از سوی صاحب یک کتابفروشی  برای ساخت این قطعه احمقانه به ایشان داده شده بود، دست به این کلاهبرداری زده اند. حیف از زحمات رامین صدیقی و نشر هرمس برای رفع و رجوع این دزدی فرهنگی.

اجرای ارکستر سمفونیک خارجی - که احتمالاً اعضای یک خانه سالمندان دوستدار موسیقی بودند که به نام ارکستر سمفونیک به ما قالب شدند-از نی نوا، بیشتر به تمرین عده ای از بچه های سال اول هنرستان شبیه بود.البته نی نوازی پر احساس و عالی پاشا هنجنی شایان تقدیر و سپاس بود.
در آخر حیف از استاد که آبروی هنری خویش را سرمایه دوستان مست لایعقلی کرد که شب قبل از اجرا از فرط نوشیدن از حال رفته بودند.
شوالیه موسیقی ایران!هم که مدت درازی است فقط به "های های و هی هی " مشغول هستند و فرزندشان سمفونی ۷۰۰ میلیونی میسازند و به کسی هم نمیفروشند!


همه این آقایان هم تقصیر را به گردن دولت میگذارند، معلوم نیست از باربد تا آقا علی اکبر فراهانی چه کسانی چراغ این موسیقی را روشن نگاه داشتند؟آیا وزارت ارشاد وقت از آنها حمایت میکرده؟ در این ملک موسیقی همیشه درمعرض خطر بوده است و نواختن و خواندن کاری خطیر...